About this production
podcast Lyrics
جواد و مریم دو دلداده نابینا که مدتهاست عقد کردهاند برای برگزاری جشن عروسیشان منتظرند تا پدر جواد از زندان آزاد شود
جواد عاشق پدرش است و دوست دارد لباس دامادیش را او که خیاط است برایش بدوزد. پس پارچه کت و شلواریش را به زندان برای عباس میفرستد. سرانجام روز آزادی عباس فرا میرسد و دو نامزد همراه خانواده به زندان قصر میروند تا پدر را به خانه بیاورند غافل از اینکه پدر..
Video
Download
Share
Same podcast
Send Comment
Rating
به این پست امتیاز بدهید
Click on a star to rate it!
میانگین امتیازات: 0 / 5. تعداد بررسی ها: 0
تا کنون امتیازی برای این پست ثبت نشده است ، اولین نفر باشید :)
تمامی حقوق مادی و معنوی متعلق به شرکت آوای پیوند ملل می باشد.